در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جلوگیری از عفونت با کشتن یا متوقف کردن رشد میکروبها.
Preventing infection by killing or stopping the growth of germs.
«برای تمیز کردن زخم از کرم ضدعفونیکننده استفاده کنید.»
“Use an antiseptic cream to clean the wound.”
«روشهای ضدعفونی به جلوگیری از عفونت در جراحی کمک میکنند.»
“Antiseptic techniques help prevent infection during surgery.”
شبیه است اما antiseptic معمولاً برای بافت زنده و disinfectant برای سطوح کاربرد دارد.
Similar but 'antiseptic' usually for living tissue; 'disinfectant' for surfaces.
موادی که با کشتن میکروبها از عفونت جلوگیری میکنند.
A substance that prevents infection by killing germs.
«آنها ضدعفونیکننده را روی بریدگی زدند.»
“They applied an antiseptic to the cut.”
«ضدعفونیکنندهها در مراقبتهای پزشکی اهمیت دارند.»
“Antiseptics are important in medical care.”