فعل — درخواست کردن
درخواست جدی یا فوری، اغلب از مردم یا مقام مسئول.
Makes a serious or urgent request, often to the public or authority.
«او درخواست کمک مالی برای قربانیان میکند.»
“She appeals for donations to help the victims.”
«وکیل نسبت به رای دادگاه استیناف میکند.»
“The lawyer appeals the court's decision.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. درخواست احساسی یا فوریتر؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.
Common. More emotional or urgent request; interchangeable in many contexts.
رایج. اصطلاح کلی برای درخواست؛ در موقعیتهای ملایمتر جایگزینappeals میشود.
Common. General term for asking; can substitute 'appeals' in softer contexts.
متضادها
اسم — استیناف
درخواست رسمی به مقام بالاتر برای بازنگری در یک تصمیم.
A formal request to a higher authority to review a decision.
«استیناف وی نسبت به حکم موفقیتآمیز بود.»
“His appeal of the sentence was successful.”
«آنها پس از دادگاه درخواست تجدیدنظر کردند.»
“They filed an appeal after the trial.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. درخواست کتبی اغلب حقوقی؛ در زمینههای قضایی قابل جایگزینی است.
Formal. A written request, often legal; can replace 'appeals' in legal contexts.