appearing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ap·pear·ing/əˈpɪərɪŋ/
appearto come into sight or be visible-ingpresent participle form
verb (فعل)commonpast (گذشته): appearedpast participle (مفعولی): appeared-ing (حال): appearing3rd (سوم): appears

فعل — ظاهر شدن

ظاهر شدنپدیدار شدن

نمایان شدن یا قابل دیدن شدن.

Coming into view or becoming visible.

«بعد از باران رنگین کمانی ظاهر می‌شود.»

“A rainbow is appearing after the rain.”

«او مرتباً در خواب‌هایم ظاهر می‌شد.»

“He kept appearing in my dreams.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
emerge— نمایان شدن

خنثی/رسمی. تأکید بر بیرون آمدن از جایی مخفی؛ مشابه appear اما تمرکز متفاوت.

Neutral/formal. Emphasizes coming out from somewhere hidden; similar to appear but slightly different focus.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000