اسم — شاگردکار
افرادی که مهارت یا حرفهای را از شخص باتجربهتری یاد میگیرند.
People who are learning a trade or skill from a more experienced person.
«شاگردکارها به سرعت از مربیشان یاد گرفتند.»
“The apprentices learned quickly from their mentor.”
«او به عنوان شاگرد برقکار شروع کرد.»
“She began as an apprentice electrician.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنای مشابه ولی برای هر نوع آموزش به کار میرود نه فقط حرفهها؛ مثلا «خلبان در حال آموزش» در برابر «شاگرد نجار». بیشتر در متون رسمی و شرکتی استفاده میشود.
Common. Similar meaning but can apply to any training, not only trades. E.g. 'trainee pilot' vs. 'apprentice carpenter'. Used in more formal or corporate contexts.
رایج. معمولاً برای یادگیرندههای حرفهای یا اداری است و نه کارهای دستی. گاهی کوتاهمدتتر از شاگردی.
Common. Usually for learners in professional or office settings, not manual trades. Sometimes shorter-term than apprenticeships.