arced

/ɑːrkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): arcedpast participle (مفعولی): arced-ing (حال): arcing3rd (سوم): arcs

فعل — قوس برداشت

قوس برداشتخم شدبه شکل کمان حرکت کرد

در یک مسیر منحنی، مانند یک کمان حرکت کرد یا خم شد.

Moved in a curved path, like an arc.

«تیر به زیبایی در هوا کمان برداشت.»

The arrow arced gracefully through the air.

«رعد و برق در آسمان شب قوس برداشت.»

Lightning arced across the night sky.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curvedخم شد

روزمره. در توصیف حرکت کلی خمیده یا منحنی کاملا قابل تعویض با arced است. 'توپ به داخل تور خم شد' درست است، همانطور که 'توپ به شکل کمان به داخل تور رفت' درست است.

Everyday. Completely interchangeable with 'arced' when describing a general bend or curve in movement. 'The ball curved into the net' works, as does 'The ball arced into the net'.

bentخمیده شد

روزمره. مشابه 'curved' است، اما می‌تواند به تغییر شکل نیز اشاره کند، نه فقط یک مسیر. 'فلز زیر فشار خم شد' رایج است، در حالی که 'فلز زیر فشار کمان برداشت' کمتر رایج است مگر اینکه قبل از شکستن در یک منحنی حرکت کرده باشد.

Everyday. Similar to 'curved', but can also imply deformation rather than just a path. 'The metal bent under pressure' is common, while 'The metal arced under pressure' is less common unless it moved in a curve before breaking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000