curved

/kɜːrvd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more curvedsuperlative (عالی): most curved

صفت — خمیده

خمیدهمنحنی

دارای شکل خمیده یا گرد شده

Having a bent or rounded shape

«جاده در جلو خمیده است.»

The road is curved ahead.

«او یک خط خمیده کشید.»

She drew a curved line.

تفاوت با واژه‌های مشابه
archedقوسی

رایج. به شکل قوس اشاره دارد، مشابه اما دقیق‌تر از curved.

Common. Means shaped like an arch, similar to curved but often more specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000