curvature

cur·va·ture/ˈkɜːrvətʃər/
curvea bending line or shape-aturenoun suffix
noun (اسم)formal

اسم — انحناء

انحناءخمیدگی

معیار میزان انحنا یا دور بودن یک خط از راست بودن.

The measure of how much a curve deviates from being straight.

«انحنای زمین از فضا قابل مشاهده است.»

The curvature of the earth is visible from space.

«دکترها انحنای ستون فقرات او را بررسی کردند.»

Doctors examined the curvature of her spine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bendخمیدگی

رایج. هم‌معنی غیررسمی که گاهی برای انحناء استفاده می‌شود.

Common. Informal synonym sometimes used for curvature in physical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000