curtal

cur·tal/ˈkɜːrtl/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): curtalersuperlative (عالی): curtalest

صفت — کوتاه شده

کوتاه شدهدم‌کوتاه

دارای دمی کوتاه یا بریده شده.

Having a tail shortened or cut short.

«پرنده به خاطر آسیب دمی کوتاه داشت.»

The bird was curtal due to injury.

«بال‌های کوتاه حشرات بر پرواز آنها تاثیر می‌گذارد.»

Curtal wings affect the insect's flight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000