در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرتاب توپی در بیسبال که به طور غیرمنتظره خم میشود؛ همچنین به طور مجازی به معنی چالش غیرمنتظره یا دشوار.
A baseball pitch that curves unexpectedly; also used figuratively for a surprising or difficult challenge.
«او یک توپ قوسی عالی پرتاب کرد تا او را حذف کند.»
“He threw a perfect curveball to strike him out.”
«زندگی با از دست دادن ناگهانی شغل، یک چالش غیرمنتظره برای او ایجاد کرد.»
“Life threw her a curveball with the sudden job loss.”