curveball

curve·ball/ˈkɜːrvbɔːl/
curvea bending line or shapeballa spherical object
noun (اسم)commonplural (جمع): curveballs

اسم — توپ قوسی

توپ قوسیچالش غیرمنتظره

پرتاب توپی در بیسبال که به طور غیرمنتظره خم می‌شود؛ همچنین به طور مجازی به معنی چالش غیرمنتظره یا دشوار.

A baseball pitch that curves unexpectedly; also used figuratively for a surprising or difficult challenge.

«او یک توپ قوسی عالی پرتاب کرد تا او را حذف کند.»

He threw a perfect curveball to strike him out.

«زندگی با از دست دادن ناگهانی شغل، یک چالش غیرمنتظره برای او ایجاد کرد.»

Life threw her a curveball with the sudden job loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000