aspiring

as·pir·ing/əˈspaɪərɪŋ/
as-toward, tospirebreathe, aim for
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more aspiringsuperlative (عالی): most aspiring

صفت — آرزومند

آرزومندکوشا

دارای آرزوها یا اهداف برای رسیدن به موفقیت یا شناخته شدن.

Having ambitions or desires to achieve something, especially success or recognition.

«یک هنرمند آرزومند به شهر مهاجرت کرد.»

An aspiring artist moved to the city.

«او نویسنده‌ای پرآرزو است.»

She is an aspiring writer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ambitiousآرزو مند

رایج. بسیار نزدیک به معنی و معمولاً قابل جایگزینی است.

Common. Very close in meaning; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000