asserted

as·sert·ed/əˈsɜːr.tɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): assertedpast participle (مفعولی): asserted-ing (حال): asserting3rd (سوم): asserts

فعل — اعلام کرد

اعلام کرداثبات کرد

گذشته فعل assert؛ بیان کردن یک حقیقت یا باور با اطمینان و قاطعیت.

Past tense of 'assert'; to state a fact or belief confidently and forcefully.

«او در طول دادگاه بی‌گناهی خود را اعلام کرد.»

He asserted his innocence during the trial.

«او با اطمینان گفت که پروژه موفق خواهد شد.»

She asserted that the project would succeed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
claimedادعا کرد

رایج. معنای مشابه اما 'claimed' ممکن است عدم اطمینان بیشتر را نشان دهد.

Common. Similar meaning but 'claimed' can suggest less certainty than 'asserted'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000