attempted

at·tempt·ed/əˈtɛmptɪd/
adjective (صفت)common

صفت — تلاش شده

تلاش شدهنیمه‌تمام

کوشیده شدن برای انجام کاری، معمولاً دشوار یا غیرقانونی، ولی لزوماً موفقیت‌آمیز نیست

Tried to do something, usually something difficult or illegal, but not necessarily successful.

«او به اتهام تلاش برای سرقت متهم شد.»

He was charged with attempted robbery.

«تلاش برای فرار شکست خورد.»

The attempted escape failed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
triedتلاش شده

متداول. به تلاش کردن اشاره دارد، مشابه ولی 'attempted' بیشتر به عدم موفقیت اشاره می‌کند.

Common. Means having made an effort, similar but 'attempted' often implies unsuccessfulness more strongly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000