aweary

a·wea·ry/əˈwɪə.ri/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more awearysuperlative (عالی): most aweary

صفت — خسته

خستهفرسوده

احساس خستگی زیاد یا فرسودگی معمولاً به دلیل تلاش یا فشار.

Feeling very tired or weary, usually from exertion or stress.

«پس از پیاده‌روی، او بسیار خسته بود و نیاز به استراحت داشت.»

After the hike, she felt aweary and needed rest.

«سربازان پس از راهپیمایی طولانی خسته به نظر می‌رسیدند.»

The soldiers looked aweary after the long march.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wearyخسته

رایج. هم‌معنی با خستگی و قابل جایگزین در بیشتر موارد.

Common. Synonymous with exhaustion or tiredness, interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000