backbite

back·bite/ˈbækˌbaɪt/
backbehindbiteto cut or wound with teeth
verb (فعل)commonpast (گذشته): backbitpast participle (مفعولی): backbitten-ing (حال): backbiting3rd (سوم): backbites

فعل — پشت سر کسی حرف زدن

پشت سر کسی حرف زدنتهمت زدن

گفتن حرف‌های زیان‌آور یا بدخواهانه درباره کسی پشت سرش.

To say harmful or malicious things about someone behind their back.

«او همیشه پشت سر همکارانش حرف می‌زند.»

She always backbites her coworkers.

«پشت سر حرف زدن دوستی‌ها را خراب می‌کند.»

Backbiting ruins friendships.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slanderتوهین

رسمی. اشاره به بیان اظهارات کذب و آسیب‌زننده دارد، گاهی برای پشت سر حرف زدن.

Formal. Refers to making false spoken statements damaging someone's reputation, sometimes used in contexts like backbiting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000