backstabbing

back·stab·bing/ˈbækˌstæbɪŋ/
backbehind, from behindstabto thrust a knife-ingpresent participle / action
noun (اسم)informal

اسم — خیانت پشت‌پردهای

خیانت پشت‌پردهایخنجر زدن از پشت

عمل خیانت کردن به کسی به‌طور مخفیانه یا ناعادلانه.

The act of betraying someone secretly or unfairly.

«خیانت‌های پشت‌پرده در اداره فضای کاری سمی ایجاد می‌کند.»

Office backstabbing creates a toxic work environment.

«او از خیانت پشت‌پرده دوست نزدیکش شوکه شد.»

He was shocked by the backstabbing of his close friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
betrayalخیانت

رایج. اصطلاح کلی‌تر برای هر گونه بی‌وفایی.

Common. Broader term for any act of disloyalty.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000