bacteremic

bac·te·rem·ic/bækˈtɪr.iːmɪk/
bacter-bacteria-emicrelated to blood condition
adjective (صفت)technical

صفت — باکتریمی

باکتریمیمبتلا به باکتری خون

مربوط به یا مبتلا به وجود باکتری در جریان خون.

Relating to or affected by bacteria in the bloodstream.

«بیمار باکتریمی داشت و به آنتی‌بیوتیک نیاز داشت.»

The patient was bacteremic and required antibiotics.

«عفونت‌های باکتریمی می‌توانند تهدیدکننده زندگی باشند.»

Bacteremic infections can become life-threatening.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000