در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در حال کچل شدن؛ در حال از دست دادن موهای سر.
Becoming bald; losing hair from the head.
«او مردی در اواخر سی سالگی و در حال کچل شدن است.»
“He's a balding man in his late thirties.”
«بسیاری از مردان در دهه بیست زندگی خود شروع به کچل شدن میکنند.»
“Many men start balding in their twenties.”
روزمره. به موهایی اشاره دارد که چگالی کمتری پیدا میکنند. 'Balding' به طور خاص به پیشرفت به سمت طاسی اشاره دارد، در حالی که 'thinning' میتواند مرحلهای قبل یا بدون طاسی کامل باشد. 'او موهای کمپشت دارد' میتواند به معنای چگالی کمتر باشد، 'او در حال کچل شدن است' به معنای از دست دادن موها به سمت یک نقطه طاس است.
Everyday. Refers to hair becoming less dense. 'Balding' specifically means progressing towards baldness, while 'thinning' can be a stage before or without complete baldness. 'He has thinning hair' can mean less dense, 'He is balding' means he's losing it towards a bald spot.
کچل شدن.
To become bald.
«پدرم در بیست سالگی شروع به کچل شدن کرد.»
“My father started balding in his twenties.”
«او به سرعت در حال کچل شدن است.»
“He's balding rapidly.”