baled

/beɪld/
balea large bundled quantity of raw material, or to form into such a bundle-edpast tense marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): baledpast participle (مفعولی): baled-ing (حال): baling3rd (سوم): bales

فعل — بسته بندی کرد

بسته بندی کردبسته زد عدل‌بندی کرد

زمان گذشته و اسم مفعول 'bale': مقدار زیادی از مواد را در یک بسته فشرده بست.

Past tense and past participle of 'bale': tied up a large quantity of material into a compact bundle.

«کشاورز یونجه را قبل از شروع باران عدل‌بندی کرد.»

The farmer baled the hay before the rain started.

«روزنامه‌های قدیمی جمع‌آوری و برای بازیافت بسته‌بندی شدند.»

Old newspapers were collected and baled for recycling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bundledبسته شد

رایج. اغلب می‌تواند به جای آن برای جمع‌آوری و بستن چیزها به هم استفاده شود، اما 'baled' معمولاً به یک بسته بزرگتر، فشرده‌تر و اغلب با دستگاه فشرده شده، به ویژه برای محصولات کشاورزی اشاره دارد. 'او لباس‌ها را بسته کرد' در مقابل 'کشاورز یونجه را بسته بندی کرد'.

Common. Can often be used interchangeably for gathering and tying things together, but 'baled' usually implies a larger, more compact, and often machine-pressed bundle, especially for agricultural products. 'He bundled up the clothes' vs 'The farmer baled the hay'.

packagedبسته‌بندی کرد

رایج. به قرار دادن اقلام در یک ظرف یا بسته‌بندی آنها برای فروش یا حمل و نقل اشاره دارد. 'Baled' بیشتر به بسته‌های بزرگ و متراکم مواد خام اشاره دارد، در حالی که 'packaged' گسترده‌تر است و می‌تواند به هر کالایی اشاره کند. 'کالاها برای حمل و نقل بسته‌بندی شدند' در مقابل 'پنبه عدل‌بندی شد'.

Common. Refers to putting items into a container or wrapping them for sale or transport. 'Baled' is more specific to large, dense bundles of raw materials, while 'packaged' is broader and can refer to any goods. 'Goods were packaged for shipment' vs 'Cotton was baled'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): baledpast participle (مفعولی): baled-ing (حال): baling3rd (سوم): bales

فعل — با چتر نجات پرید

با چتر نجات پریدفرار کردموقعیت را ترک کرد

زمان گذشته و اسم مفعول 'bale out': با چتر نجات از هواپیما پرید یا از یک وضعیت دشوار خارج شد.

Past tense and past participle of 'bale out': jumped from an aircraft with a parachute, or abandoned a difficult situation.

«خلبان جنگنده درست قبل از سقوط جت، با چتر نجات بیرون پرید.»

The fighter pilot baled out just before the jet crashed.

«وقتی شرکت شروع به ضرردهی کرد، او موقعیت را ترک کرد.»

When the company started losing money, he baled out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ejectedبیرون پرید

فنی. به طور خاص به بیرون پرتاب شدن با زور از هواپیما، اغلب با صندلی پرتاب شونده اشاره دارد. 'Baled out' کلی‌تر است و می‌تواند به هر خروجی از هواپیما یا یک وضعیت دشوار اشاره کند. 'خلبان بیرون پرید' در مقابل 'خلبان با چتر نجات بیرون پرید'.

Technical. Specifically refers to being forcefully thrown from an aircraft, often with an ejection seat. 'Baled out' is more general and can refer to any departure from an aircraft or a difficult situation. 'The pilot ejected' vs 'The pilot baled out'.

escapedفرار کرد

رایج. به فرار از یک موقعیت خطرناک یا ناخواسته اشاره دارد. 'Baled out' به معنای رها کردن عمدی و اغلب پرخطر است، در حالی که 'escaped' می‌تواند از طریق پنهان‌کاری یا شانس باشد. 'او از زندان فرار کرد' در مقابل 'او از کسب و کار شکست‌خورده بیرون آمد'.

Common. Refers to getting away from a dangerous or undesirable situation. 'Baled out' implies a more deliberate and often risky abandonment, while 'escaped' can be through stealth or luck. 'He escaped from prison' vs 'He baled out of the failing business'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000