صفت — فرار کرده
فرار کردهرها شده
از حبس یا خطر فرار کرده و رهایی یافته.
Having gotten away from confinement or danger.
«زندانی فرار کرده پس از دو روز پیدا شد.»
“The escaped prisoner was found after two days.”
«چند حیوان از باغوحش فرار کردند.»
“Several animals escaped from the zoo.”
تفاوت با واژههای مشابه
fled— فرار کرده
رایج. به معنی ترک سریع برای اجتناب از خطر است.
Common. Past tense referring to leaving quickly to avoid danger.