ballast

bal·last/ˈbæl.əst/
noun (اسم)technical

اسم — بالاست

بالاستوزنه تعادل

مواد سنگینی که در کشتی یا بالن قرار می‌گیرد تا پایداری و تعادل ایجاد کند.

Heavy material placed in a ship or balloon to provide stability and balance.

«کشتی قبل از حرکت وزن تعادل بارگیری کرد.»

The ship took on ballast before setting sail.

«بالاست بالن هوای گرم را در هوا پایدار نگه می‌دارد.»

Ballast keeps the hot air balloon stable in the air.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000