banged

/bæŋd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bangedpast participle (مفعولی): banged-ing (حال): banging3rd (سوم): bangs

فعل — صدای محکم زدن

صدای محکم زدنکوبیدن

با صدای بلند یا قدرت به چیزی زدن.

To hit something loudly or forcefully.

«او در خشم در را محکم بست.»

He banged the door shut in anger.

«نوازنده درام را بلند کوبید.»

The drummer banged on the drum loudly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hitزدن

روزمره. واژه عمومی برای ضربه زدن، اغلب قابل جایگزینی.

Everyday. General term for striking, often interchangeable.

slamکوبیدن

شدیدتر از bang، تأکید بر سر و صدا و قدرت.

More forceful than bang, emphasizes loud noise and force.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000