bare-bones

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈbɛr boʊnz/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bare-bonessuperlative (عالی): most bare-bones

صفت — حداقلی

حداقلیابتدایی

فقط دارای بخش‌های ضروری و بدون امکانات اضافی.

including only the most basic and necessary parts

«آن‌ها در دفتری با امکانات حداقلی کار می‌کردند.»

They worked in a bare-bones office.

«طرح هنوز فقط بخش‌های ضروری را دارد.»

The plan is still bare-bones.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000