در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قی کردن یا بالا آوردن غذا.
To vomit or throw up.
«حالش بد شد و شروع به قی کردن کرد.»
“He felt sick and began to barf.”
«سگ پس از خوردن چیز بد استفراغ کرد.»
“The dog barfed after eating something bad.”
رایج. در زبان رسمی و غیررسمی به کار میرود؛ در اکثر موارد جایگزین است.
Common. Formal and informal contexts; interchangeable in most contexts.