barehanded

bare·hand·ed/ˈbɛərhændɪd/
bareuncoveredhandterminal part of an arm-edhaving or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more barehandedsuperlative (عالی): most barehanded

صفت — با دست خالی

با دست خالیبی‌دستکش

بدون دستکش یا استفاده از ابزار؛ با دست‌های خالی.

Without wearing gloves or using tools; with bare hands.

«او موفق شد توپ را با دست خالی بگیرد.»

He managed to catch the ball barehanded.

«کارگر ساختمانی تیر سنگین را با دست خالی بلند کرد.»

The construction worker lifted the heavy beam barehanded.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unarmedغیر مسلح

رایج، اما کاملاً قابل تعویض نیست. «غیر مسلح» به معنای بدون سلاح است، در حالی که «با دست خالی» به معنای بدون ابزار یا محافظ روی دست است. فرد می‌تواند غیر مسلح باشد اما همچنان از ابزار استفاده کند. 'او در مبارزه غیر مسلح بود' درست است، اما 'او با دست خالی با آتش جنگید' درست است اگر هیچ ابزاری استفاده نکرده باشد.

Common, but not fully interchangeable. 'Unarmed' means without weapons, while 'barehanded' means without tools or protection on the hands. One can be unarmed but still use tools. 'He was unarmed in the fight' works, but 'He was barehanded and fought the fire' works if he didn't use any tools.

unassistedبدون کمک

رایج. معنای گسترده‌تری دارد. 'بدون کمک' به معنای بدون کمک یا یاری است که می‌تواند شامل ابزار و همچنین سایر اشکال پشتیبانی باشد. 'با دست خالی' به طور خاص به عدم استفاده از پوشش دست یا ابزار اشاره دارد. یک وزنه‌بردار ممکن است وزنه را بدون کمک بلند کند اما اگر مچ‌بند بسته باشد، با دست خالی محسوب نمی‌شود.

Common. Broader in meaning. 'Unassisted' means without help or aid, which could include tools but also other forms of support. 'Barehanded' specifically refers to not using hand coverings or implements. A weightlifter might lift a weight unassisted but would not be considered barehanded if wearing wrist wraps.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000