bared

/bɛrd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): baredpast participle (مفعولی): bared-ing (حال): baring3rd (سوم): bares

فعل — آشکار کرد

آشکار کردبرهنه کرد

شکل گذشته فعل 'bare' به معنای آشکار یا نمایان کردن چیزی.

Past tense of 'bare': to uncover or reveal something.

«او از شدت خشم دندان‌هایش را نمایان کرد.»

She bared her teeth in anger.

«درخت پس از زمستان شاخه‌هایش را عریان کرد.»

The tree bared its branches after winter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uncoveredآشکار کرد

رایج. وقتی تأکید بر برداشتن پوشش باشد قابل تعویض است.

Common. Can replace 'bared' when emphasizing removing cover or hiding.

revealedآشکار کرد

رایج. وقتی منظور نشان دادن باشد قابل تعویض است.

Common. When meaning is to show or make visible.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000