barfed

/bɑːrft/
verb (فعل)informalpast (گذشته): barfedpast participle (مفعولی): barfed-ing (حال): barfing3rd (سوم): barfs

فعل — استفراغ کرد

استفراغ کردبالا آورد

غذا را از معده بالا آوردن یا استفراغ کردن.

To vomit or throw up food from the stomach.

«بچه روی تمام لباسش استفراغ کرد.»

The baby barfed all over his shirt.

«او احساس مریضی کرد و در بوته‌ها استفراغ کرد.»

He felt sick and barfed in the bushes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitedاستفراغ کرد

رایج. رسمی‌تر و پزشکی‌تر از 'بارفد'. در بیشتر زمینه‌ها قابل تعویض است، اما 'استفراغ' در محیط‌های پزشکی ارجح است. 'او بعد از زیاد نوشیدن استفراغ کرد' درست است، 'او در طول جراحی خود استفراغ کرد' درست نیست.

Common. More formal and clinical than 'barfed'. Interchangeable in most contexts, but 'vomited' is preferred in medical settings. 'He vomited after drinking too much.' works, 'He barfed during his surgery' doesn't.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000