barrenness

bar·ren·ness/ˈbærənnəs/
barrenunable to produce offspring or crops-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — ناباروری

ناباروریبی‌حاصل بودن

حالت ناتوانی در تولید مثل یا کشاورزی؛ ناباروری یا بی‌حاصل بودن.

The state of being unable to produce offspring or unable to produce crops; infertility.

«بی‌حاصل بودن زمین مانع کشاورزی شد.»

The land’s barrenness prevented farming.

«آن‌ها سال‌ها با ناباروری دست و پنجه نرم کردند.»

They struggled with barrenness for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infertilityناباروری

رسمی. واژه پزشکی یا کشاورزی برای ناتوانی در تولید مثل.

Formal. Medical or agricultural term for inability to reproduce.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000