barrow

bar·row/ˈbær.oʊ/
1noun (اسم)formalplural (جمع): barrows

اسم — تپه قبرستانی

تپه قبرستانیگورستان باستانی

تپه بزرگی از خاک یا سنگ که روی قبرهای باستانی ساخته می‌شود.

A large mound of earth or stones over graves from ancient times.

«آن‌ها تپه گوری پر از آثار باستانی پیدا کردند.»

They discovered a barrow filled with artifacts.

«تپه‌های قبرستانی در بخش‌هایی از اروپا رایج هستند.»

Barrows are common in parts of Europe.

2noun (اسم)commonplural (جمع): barrows

اسم — فرغون

فرغونچرخ دستی

چرخ دستی بزرگی برای حمل بار که با دست هل داده می‌شود.

A large cart for carrying loads, pushed by hand.

«او فرغون را با آجر پر کرد.»

He loaded the barrow with bricks.

«باغبان از فرغون برای جابجایی خاک استفاده کرد.»

The gardener used a barrow to move soil.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wheelbarrowفرغون

رایج. چرخ دستی دستی کوچک و معمولی که در برخی مناطق با barrow قابل تعویض است.

Common. A common small hand-cart, often interchangeable with barrow in some regions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000