bartend

/ˈbɑːr.tɛnd/
barplace serving drinkstendto take care of, serve
verb (فعل)commonpast (گذشته): bartendedpast participle (مفعولی): bartended-ing (حال): bartending3rd (سوم): bartends

فعل — بارفروشی کردن

بارفروشی کردنبه عنوان بارتندر کار کردن

به عنوان بارتندر کار کردن و نوشیدنی‌ها را در بار سرو کردن.

To work as a bartender, serving drinks at a bar.

«او آخر هفته‌ها در میخانه محلی بارتندری می‌کند.»

He bartends at the local pub on weekends.

«او در دانشگاه یاد گرفت چگونه بارتندری کند.»

She learned to bartend while in college.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000