bars

/bɑːrz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): bars

اسم — میله‌ها

میله‌هانرده‌ها

قطعات بلند و سخت فلز یا چوب، که معمولا به عنوان مانع، برای پشتیبانی سازه‌ای یا برای ساخت چهارچوب استفاده می‌شوند.

Long, rigid pieces of metal or wood, typically used as a barrier, for structural support, or for making frameworks.

«پنجره‌ها میله‌های آهنی داشتند.»

The windows had iron bars.

«او میله‌های سنگین را در باشگاه بلند کرد.»

He lifted the heavy bars in the gym.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rodsمیلگردها

رایج. اغلب نازک‌تر و استوانه‌ای‌تر از 'bars' هستند، معمولاً از فلز ساخته شده و برای تقویت یا به عنوان ابزار استفاده می‌شوند. می‌تواند برای قطعات نازک فلزی جایگزین شود، اما 'bars' عموماً ضخیم‌تر هستند. 'میلگردهای آهنی برای ساخت و ساز' درست است، 'میله‌های آهنی برای ساخت و ساز' نیز درست است، اما 'rods' بر شکل استوانه‌ای تاکید دارد.

Common. Often thinner and more cylindrical than 'bars', typically made of metal and used for reinforcement or as a tool. Can be interchangeable for thin metal pieces, but 'bars' are generally thicker. 'Iron rods for construction' works, 'Iron bars for construction' also works, but 'rods' emphasizes the cylindrical form.

beamsتیرها

فنی. قطعات بزرگ و افقی چوب یا فلز که برای نگهداری سقف یا کف استفاده می‌شوند. 'Beams' به طور خاص عناصر سازه‌ای باربر هستند، در حالی که 'bars' می‌توانند به طور کلی‌تر استفاده شوند. 'سقف توسط تیرهای فولادی پشتیبانی می‌شود' درست است، 'سقف توسط میله‌های فولادی پشتیبانی می‌شود' ممکن است برای قطعات کوچک‌تر و تقویتی استفاده شود.

Technical. Large, horizontal pieces of wood or metal used to support a roof or floor. 'Beams' are specifically load-bearing structural elements, while 'bars' can be used more generally. 'The roof is supported by steel beams' works, 'The roof is supported by steel bars' might be used for smaller, reinforcing pieces.

2noun (اسم)commonplural (جمع): bars

اسم — کافه

کافهمیخانه

مکان‌هایی که نوشیدنی‌های الکلی سرو می‌شوند.

Establishments where alcoholic drinks are served.

«ما در یکی از بارهای مرکز شهر ملاقات کردیم.»

We met at one of the bars downtown.

«شهر کافه‌های محبوب زیادی دارد.»

The city has many popular bars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pubsمیخانه‌ها

غیررسمی/بریتانیایی. میخانه‌ها، معمولاً در بریتانیا، که نوشیدنی‌های الکلی و اغلب غذا سرو می‌کنند. 'Pubs' عموماً غیررسمی‌تر و جامعه‌محورتر از 'bars' هستند. 'ما به میخانه محلی رفتیم' درست است، 'ما به بار محلی رفتیم' نیز درست است، اما 'pub' یک مفهوم کاملاً بریتانیایی دارد.

Informal/British. Public houses, typically in Britain, serving alcoholic drinks and often food. 'Pubs' are generally more casual and community-oriented than 'bars'. 'We went to the local pub' works, 'We went to the local bar' also works, but 'pub' has a distinctly British connotation.

tavernsمشروب‌فروشی‌ها

کهن/ادبی. مکانی برای فروش نوشیدنی‌های الکلی و اغلب غذا، که معمولاً در بافت‌های تاریخی یا فانتزی یافت می‌شود. 'Taverns' در کاربرد مدرن کمتر از 'bars' رایج هستند. 'آنها در مشروب‌فروشی ملاقات کردند' درست است، اما 'آنها در بارها ملاقات کردند' برای این بافت مدرن‌تر است.

Archaic/Literary. An establishment for the sale of alcoholic drinks and often food, typically found in historical or fantasy contexts. 'Taverns' are less common in modern usage than 'bars'. 'They met at the tavern' works, but 'They met at the bars' is more modern for this context.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): barredpast participle (مفعولی): barred-ing (حال): barring3rd (سوم): bars

فعل — منع می‌کند

منع می‌کندجلوگیری می‌کند

سوم شخص مفرد حال فعل 'bar'. کسی را از انجام کاری یا رفتن به جایی منع یا قدغن کردن.

Third person singular present of 'bar'. To prevent or forbid someone from doing something or from going somewhere.

«قانون جدید سیگار کشیدن در اماکن عمومی را منع می‌کند.»

The new law bars smoking in public places.

«یک نرده کوچک از ورود به باغ جلوگیری می‌کند.»

A small fence bars entry to the garden.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forbidsممنوع می‌کند

رسمی. اجازه ندادن به چیزی. می‌تواند برای ممنوع کردن اقدامات جایگزین شود، اما 'forbids' اغلب حس قوی‌تری از ممنوعیت اخلاقی یا قانونی دارد. 'قوانین غذای بیرون را منع می‌کنند' درست است، 'قوانین غذای بیرون را ممنوع می‌کنند' نیز درست است.

Formal. To refuse to allow something. Can be interchangeable for prohibiting actions, but 'forbids' often carries a stronger sense of moral or legal prohibition. 'The rules bar outside food' works, 'The rules forbid outside food' also works.

preventsجلوگیری می‌کند

رایج. جلوی وقوع چیزی یا انجام کاری توسط کسی را گرفتن. می‌تواند زمانی که عمل به معنای ممانعت است جایگزین شود. 'نرده دسترسی به منطقه را منع می‌کند' درست است، 'نرده دسترسی به منطقه را جلوگیری می‌کند' نیز درست است. 'Prevents' در کاربرد خود برای متوقف کردن رویدادها کلی‌تر است.

Common. To stop something from happening or someone from doing something. Can be interchangeable when the action is to hinder. 'The fence bars access to the area' works, 'The fence prevents access to the area' also works. 'Prevents' is more general in its application to stopping events.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000