basic assumption

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ba·sic as·sump·tion/ˈbeɪsɪk əˈsʌmpʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — فرض اساسی

فرض اساسیپیش‌فرض پایه

باوری پایه‌ای است که برای شروع استدلال، برنامه‌ریزی یا بحث، درست فرض می‌شود.

A central idea accepted as true in order to begin reasoning, planning, or discussing something.

«این برنامه بر یک فرض اساسی درباره تقاضا تکیه دارد.»

The plan rests on a basic assumption about demand.

«ما فرض اساسی پشت این سیاست را زیر سؤال بردیم.»

We questioned the basic assumption behind the policy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
premiseمقدمهٔ استدلال

رسمی و دانشگاهی. در استدلال منطقی، مانند the premise is false، می‌تواند جایگزین شود؛ اما برای برنامه‌ریزی روزمره طبیعی‌تر نیست. وقتی فرض موردنظر بخشی از یک استدلال بیان‌شده است از آن استفاده می‌شود.

Formal and academic. It can replace 'basic assumption' in logical arguments, as in 'the premise is false', but it is less natural for everyday planning. Choose it when the assumed idea is part of a stated argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000