bashing

bash·ing/ˈbæʃ.ɪŋ/
bashto hit hard-ingpresent participle or gerund
noun (اسم)informal

اسم — ضربه زدن

ضربه زدنانتقاد شدید

عمل انتقاد شدید یا ضربه زدن به کسی یا چیزی.

The act of harshly criticizing or physically hitting someone or something.

«به خاطر اشتباهاتش مورد سرزنش شدید قرار گرفت.»

He got a bashing for his mistakes.

«ماشین در تصادف ضربه شدیدی خورد.»

The car took a bashing in the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beatingزد و خورد

غیررسمی. به ضربه زدن فیزیکی تأکید دارد؛ فقط برای حملات فیزیکی قابل تعویض است.

Informal. Emphasizes physical hitting; interchangeable when referring to physical attacks, not criticism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000