beaky

beak·y/ˈbiːki/
beakbird’s projecting mouthpart-yhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): beakiersuperlative (عالی): beakiest

صفت — دارای منقار

دارای منقاربینی برجسته

دارای بینی برجسته یا خمیده مانند منقار پرنده.

Having a prominent or curved nose resembling a bird’s beak.

«او نمایی با بینی برجسته دارد.»

He has a beaky profile.

«مجسمه دارای سر پرنده‌ای با منقار برجسته است.»

The sculpture features a beaky bird’s head.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hookedقلاب‌مانند

رایج. بینی خمیده شبیه قلاب را توصیف می‌کند، شبیه beaky.

Common. Describes a nose curved like a hook, similar to 'beaky'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000