در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کثیف یا ضخیم چیزی را پوشاندن یا مالیدن (حال استمراری).
Smearing or covering something messily or thickly (present participle).
«او در حال مالیدن رنگ به دیوار بود.»
“He was bedaubing the wall with paint.”
«کودک داشت گل را روی لباسش مالیده میکرد.»
“The child was bedaubing mud on his clothes.”
رایج. مالیدن مادهای به صورت نامرتب روی سطح.
Common. Rubbing a substance messily on a surface.