bedbug

bed·bug/ˈbɛdˌbʌɡ/
bedfurniture to sleep onbuginsect or small creature
noun (اسم)commonplural (جمع): bedbugs

اسم — جُرّاحک

جُرّاحکسوسک تخت‌خواب

حشره کوچک انگل که خون می‌مکد و معمولاً در تخت خواب زندگی می‌کند.

Small parasitic insect that feeds on blood, commonly found in beds.

«اتاق هتل آکنده از جُرّاحک بود.»

The hotel room was infested with bedbugs.

«او با نیش‌های جُرّاحک روی بازوهایش بیدار شد.»

She woke up with bedbug bites on her arms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000