beds

/bɛdz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): beds

اسم — تخت‌خواب‌ها

تخت‌خواب‌هاتخت‌ها

شکل جمع کلمه 'bed' به معنای تکه‌های مبلمان که برای خوابیدن یا استراحت کردن استفاده می‌شود.

The plural form of 'bed', meaning pieces of furniture on which to sleep or rest.

«تمام اتاق‌های هتل تخت‌خواب‌های راحت دارند.»

The hotel rooms all have comfortable beds.

«بچه‌ها باید صبح‌ها تخت‌هایشان را مرتب کنند.»

Children should make their own beds in the morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
couchesکاناپه

روزمره. یک صندلی بلند روکش‌دار با پشتی و دسته‌ها، برای نشستن بیش از یک نفر. می‌تواند در مواقع ضروری برای خوابیدن استفاده شود، اما در اصل برای آن طراحی نشده است. "اتاق هتل دو تخت و یک کاناپه داشت".

Everyday. A long upholstered seat with a back and arms, for seating more than one person. Can be used for sleeping in a pinch, but not primarily designed for it. 'The hotel room had two beds and a couch'.

bunksتخت‌های دوطبقه

روزمره. یک تخت باریک، معمولاً یکی از دو یا چند تختی که به صورت عمودی روی هم چیده شده‌اند. در خوابگاه‌ها، کشتی‌ها یا محیط‌های نظامی رایج است. "خوابگاه تخت‌های دوطبقه زیادی داشت".

Everyday. A narrow bed, typically one of two or more arranged in a vertical stack. Common in dorms, ships, or military settings. 'The dormitory had many bunk beds'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): beds

اسم — بسترهای

بسترهایپایه‌ها

شکل جمع کلمه 'bed' به معنای یک سطح صاف که چیزی روی آن قرار می‌گیرد یا پشتیبانی می‌شود.

Plural of 'bed', referring to a flat base on which something rests or is supported.

«بسترهای رودخانه در تابستان خشک بودند.»

The river beds were dry in the summer.

«دستگاه روی یک پایه محکم قرار می‌گیرد.»

The machine rests on a sturdy bed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
basesپایه‌ها

روزمره. پایین‌ترین قسمت یا لبه چیزی، به ویژه قسمتی که روی آن قرار می‌گیرد یا پشتیبانی می‌شود. "پایه‌های ستون‌ها قوی بودند". کلی‌تر از 'beds' برای پشتیبانی.

Everyday. The lowest part or edge of something, especially the part on which it rests or is supported. 'The bases of the columns were strong'. More general than 'beds' for support.

foundationsزیرساخت‌ها / بنیان‌ها

رسمی. پایین‌ترین قسمت باربر یک ساختمان، که معمولاً زیر سطح زمین است. "زیرساخت‌های خانه محکم بودند". برای پشتیبانی‌های اساسی‌تر یا ساختاری‌تر استفاده می‌شود.

Formal. The lowest load-bearing part of a building, typically below ground level. 'The foundations of the house were solid'. Used for more substantial or structural support.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): beddedpast participle (مفعولی): bedded-ing (حال): bedding3rd (سوم): beds

فعل — تخت می‌دهد

تخت می‌دهدمی‌خواباند

شکل سوم شخص مفرد زمان حال ساده فعل 'bed' به معنای فراهم کردن تخت یا محل خواب، یا دراز کشیدن در تخت.

The third-person singular simple present indicative of 'bed', meaning to provide with a bed or sleeping accommodation, or to lay down in a bed.

«او فرزندانش را زود می‌خواباند.»

She beds her children early.

«مسافرخانه مسافران را برای شب اسکان می‌دهد.»

The inn beds travelers for the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sleepsمی‌خوابد

روزمره. در حالت حداقل هوشیاری استراحت کردن. "نوزاد آرام می‌خوابد". اگرچه مرتبط است، اما 'beds' به عمل خواباندن کسی یا فراهم کردن تخت اشاره دارد، نه فقط عمل خوابیدن.

Everyday. To rest in a state of minimal consciousness. 'The baby sleeps soundly'. While related, 'beds' implies the act of putting someone to bed or providing a bed, not just the act of sleeping.

accommodatesجا می‌دهد / اسکان می‌دهد

رسمی. فراهم کردن اقامتگاه یا فضای کافی برای. "هتل مهمانان زیادی را اسکان می‌دهد". کلی‌تر از فقط فراهم کردن یک تخت است و شامل کل فضای زندگی می‌شود.

Formal. To provide lodging or sufficient space for. 'The hotel accommodates many guests'. It's broader than just providing a bed, including the whole living space.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000