begged

/bɛgd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): beggedpast participle (مفعولی): begged-ing (حال): begging3rd (سوم): begs

فعل — التماس کردن

التماس کردنخواهش کردن

به طور جدی و فروتنانه درخواست کردن از کسی برای چیزی.

To ask someone earnestly or humbly for something.

«از او التماس کرد که بماند.»

He begged her to stay.

«مرد بی‌خانمان برای پول التماس می‌کرد.»

The homeless man begged for money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pleadالتماس کردن

رسمی. معنای مشابه دارد ولی معمولاً در زمینه‌های حقوقی یا احساسی به کار می‌رود.

Formal. Similar meaning but often used in legal or emotional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000