begin (a) process

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·gin a proc·ess/bɪˈɡɪn ə ˈprɑːses/
phrase (عبارت)common

عبارت — فرایندی را آغاز کردن

فرایندی را آغاز کردنروندی را شروع کردنپروسه‌ای را شروع کردن

مجموعه اقدام‌هایی را که به نتیجه‌ای می‌رسند آغاز کردن.

To start a series of actions that leads to a particular result.

«شرکت فرایند استخدام را آغاز کرد.»

The company began the hiring process.

«ما روند بازبینی را شروع کردیم.»

We began a process of review.

تفاوت با واژه‌های مشابه
initiateآغاز کردن

رسمی است. در موقعیت‌های رسمی یا برنامه‌ریزی‌شده می‌تواند جای این عبارت بیاید: initiate an investigation درست است، اما برای کار عادی خشک به نظر می‌رسد. برای شروع آگاهانه و رسمی به کار می‌رود.

Formal. It can replace this phrase in official or planned contexts: 'initiate an investigation' works, but it sounds stiff for an ordinary task. Use it for deliberate formal starts.

launchراه‌اندازی کردن

روزمره/تجاری است. برای پروژه یا پویش می‌تواند جای این عبارت بیاید: launch a campaign درست است، اما معمولاً برای روند اداریِ کند به کار نمی‌رود. برای شروعی فعال یا علنی استفاده می‌شود.

Everyday/business. It can replace this phrase for a project or campaign: 'launch a campaign' works, but not usually for a slow administrative procedure. Choose it for a public or active beginning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000