begot

be·got/bɪˈɡɒt/
be-to make intogetto obtain or cause to be
verb (فعل)literarypast (گذشته): begotpast participle (مفعولی): begotten-ing (حال): begetting3rd (سوم): begets

فعل — به دنیا آورد

به دنیا آوردباعث شدتولید کرد

زمان گذشته فعل beget به معنای پدر یک فرزند بودن یا باعث به وجود آمدن چیزی شدن.

Past tense of 'beget', meaning to father (a child) or to give rise to; bring about.

«حضرت داوود، سلیمان را به دنیا آورد.»

King David begot Solomon.

«جاه‌طلبی او باعث ایجاد دشمنان زیادی شد.»

His ambition begot many enemies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fatheredپدر شد

رسمی/ادبی. عمدتاً به پدر بیولوژیکی فرزند اشاره دارد. خاص‌تر از begot برای پدری بیولوژیکی است. 'او فرزندان زیادی داشت' درست است، 'غرور او باعث سقوطش شد' درست است (اینجا fathered مناسب نیست).

Formal/Literary. Primarily refers to being the male parent of a child. More specific to biological paternity than 'begot'. 'He fathered many children' works, 'His arrogance begot his downfall' works (here 'fathered' wouldn't fit).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000