در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
که کاملاً با کثافات یا دوده پوشیده شده باشد؛ چرکآلود.
Covered with thick dirt or soot; filthy.
«شومینه پس از زمستان طولانی کثیف و پر از دوده شده بود.»
“The chimney was begrimed after the long winter.”
«لباسهایش از کار در بیرون آلوده شده بود.»
“His clothes were begrimed from working outside.”
متداول. اصطلاح عمومی برای نا تمیز بودن است و در بسیاری موارد قابل تعویض است.
Common. General term for not clean, interchangeable in many contexts with begrimed.