behind bars

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·hind bars/bɪˈhaɪnd bɑrz/
phrase (عبارت)common

عبارت — پشت میله‌های زندان

پشت میله‌های زنداندر زندان

در زندان بودن یا به زندان افتادن.

in prison

«دزد اکنون پشت میله‌های زندان است.»

The thief is now behind bars.

«او ده سال را در زندان گذراند.»

He spent ten years behind bars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imprisonedزندانی

رسمی. در He is imprisoned می‌تواند جای آن بیاید، اما تصویر زندهٔ زندان را ندارد.

Formal. It can replace 'behind bars' in 'He is imprisoned,' but it lacks the vivid prison image of the phrase.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000