belled

/bɛld/
bella hollow instrument producing sound-edpast or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — دارای زنگ

دارای زنگزنگ‌دار

دارای زنگ یا زنگ‌هایی نصب شده یا شکل آن را داشتن.

Having a bell or bells attached or shaped like a bell.

«گردنبند زنگ‌دار سگ هنگام راه رفتن صدایی داد.»

The belled collar jingled as the dog walked.

«گل‌های زنگ‌دار از بالای نرده آویزان بودند.»

The belled flowers hung over the fence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000