belive

be·live/bɪˈlaɪv/
be-completelyliveto live, to exist
verb (فعل)archaicpast (گذشته): belivedpast participle (مفعولی): belived-ing (حال): beliving3rd (سوم): belives

فعل — باور داشتن

باور داشتناعتماد کردن

(کهن) باور داشتن؛ اعتماد کردن.

(Archaic) To believe; to trust.

«'من به بازی جوانمردانه باور دارم،' گفت ارباب پیر. (کهن)»

'I belive in fair play,' said the old squire. (Archaic)

«متون باستانی اغلب از 'belive' استفاده می‌کنند در حالی که ما اکنون 'believe' می‌گوییم.»

The ancient texts often use 'belive' where we would now say 'believe'.

تفاوت با واژه‌های مشابه
believeباور داشتن

رایج، روزمره. 'Believe' کلمه استاندارد مدرن انگلیسی است. 'Belive' یک شکل کهن است و در گفتار یا نوشتار معاصر خارج از متون تاریخی یا ادبی استفاده نمی‌شود. 'من به تو باور دارم' در مقابل 'او به پیشگویی‌های باستانی باور داشت' (کهن).

Common, everyday. 'Believe' is the modern standard English word. 'Belive' is an archaic form and would not be used in contemporary speech or writing outside of historical or literary contexts. 'I believe you' vs. 'He belived in the ancient prophecies' (archaic).

trustاعتماد کردن

رایج، روزمره. 'Trust' به معنای اطمینان به قابلیت اطمینان یا صداقت کسی یا چیزی است. در حالی که 'belive' می‌توانست به معنای اعتماد باشد، 'trust' کلمه فعلی برای این معنی است. 'من به قضاوت تو اعتماد دارم' در مقابل 'شوالیه به قول پادشاهش اعتماد داشت' (کهن).

Common, everyday. 'Trust' implies confidence in the reliability or integrity of someone or something. While 'belive' could mean to trust, 'trust' is the current word for this meaning. 'I trust your judgment' vs. 'The knight belived in his king's word' (archaic).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000