در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با پوشیدن کمربند یا داشتن نوار یا خط دور چیزی.
Wearing a belt or having a stripe/band around something.
«او یک کت کمربنددار برای زمستان پوشید.»
“He wore a belted coat for winter.”
«اسب با رنگهایی کمربنددار شده بود.»
“The horse was belted with colors.”
توصیف چیزی با نوار؛ در برخی موارد مشابه belted.
Describes something marked with a band; similar to belted in some contexts.