berthed

/bɜːrðd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): berthedpast participle (مفعولی): berthed-ing (حال): berthing3rd (سوم): berths

فعل — لنگراندازی کردن

لنگراندازی کردندر لنگرگاه قرار دادن

کشتی را به اسکله یا محل لنگراندازی بردن.

To bring a ship into a dock or mooring place.

«کشتی در سپیده‌دم در بندر لنگر انداخت.»

The ship berthed at the harbor at dawn.

«آن‌ها کشتی را سریع لنگراندازی کردند تا بار را تخلیه کنند.»

They berthed the vessel quickly to unload cargo.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dockedلنگر انداخت

رایج. معمولاً قابل تعویض است هرچند 'berth' بیشتر روی تعیین محل تاکید دارد.

Common. Often used interchangeably though 'berth' emphasizes assigning a location.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000