besieged

be·sieged/bɪˈsiːdʒd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): besiegedpast participle (مفعولی): besieged-ing (حال): besieging3rd (سوم): besieges

فعل — محاصره کردن

محاصره کردنتاخت‌وتاز کردن

محاصره کردن مکانی با نیروهای مسلح برای تصرف یا وادار کردن به تسلیم

to surround a place with armed forces to capture or force surrender

«شهر توسط نیروهای دشمن محاصره شد.»

The city was besieged by enemy troops.

«آنها به مدت هفته‌ها قلعه را محاصره کردند.»

They besieged the fortress for weeks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surroundedمحاصره شده

رایج. معنی مشابه اما کمتر رسمی.

Common. Similar meaning but less formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000