bickering

bick·er·ing/ˈbɪkərɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bickeredpast participle (مفعولی): bickered-ing (حال): bickering3rd (سوم): bickers

فعل — جر و بحث کردن

جر و بحث کردندعوا کردن

دعوا یا جر و بحث کردن درباره مسائل بی‌اهمیت به صورت بچگانه.

Arguing about unimportant matters in a petty way.

«خواهر و برادرها سر کنترل تلویزیون جر و بحث می‌کردند.»

The siblings were bickering over the remote control.

«آن‌ها تمام عصر مشغول جر و بحث بودند.»

They kept bickering all evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quarrelingدعوای زبانی

رایج. معنی مشابه ولی ممکن است جدی‌تر از bickering باشد.

Common. Similar meaning but can be more serious than bickering.

arguingبحث کردن

رایج. اصطلاح کلی برای اختلاف کلامی، اغلب قابل تعویض است.

Common. General term for verbal disagreement, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000