binging

bin·ging/ˈbɪndʒɪŋ/
bingea period of excessive indulgence-ingpresent participle
noun (اسم)informal

اسم — زیاده‌روی

زیاده‌رویپرخوری شدید

مدت کوتاهی از افراط در فعالیت به ویژه خوردن یا نوشیدن بیش از حد.

A short period of excessive activity, especially eating or drinking too much.

«او آخر هفته زیاده روی کرد.»

He went on a binging spree over the weekend.

«زیاده‌روی در خوردن شیرینی باعث درد معده می‌شود.»

Binging on sweets can cause stomach aches.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overindulgenceپرخوری بیش از حد

معمولی. کلمه رسمی برای رفتار افراطی، در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.

Common. Formal word for excessive behavior, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000