verb (فعل)common
فعل — زیادهروی کردن
زیادهروی کردنپرخوری کردن
مصرف زیاد (غذا، نوشیدنی یا تلویزیون) در زمان کوتاه.
Engaging in excessive consumption (of food, drink, or TV) in a short time.
«او تمام آخر هفته پرخوری غذاهای ناسالم داشت.»
“He was bingeing on junk food all weekend.”
«بسیاری در تعطیلات زیاد تلویزیون میبینند.»
“Many people binge on TV shows during holidays.”
تفاوت با واژههای مشابه
overindulging— زیادهروی کردن
رایج. معنای مشابه برای رفتارهای زیاد ولی کلیتر.
Common. Similar meaning for excessive behavior but more general.