overindulging

o·ver·in·dul·ging/ˌoʊvərɪnˈdʌldʒɪŋ/
over-excessivelyindulgeallow oneself or others to enjoy something
verb (فعل)commonpast (گذشته): overindulgedpast participle (مفعولی): overindulged-ing (حال): overindulging3rd (سوم): overindulges

فعل — زیاده‌روی کردن در لذت بردن

زیاده‌روی کردن در لذت بردنخیلی خود را رها کردن

اجازه دادن به خود برای لذت بردن بیش‌ازحد از چیزی.

Allowing oneself to enjoy something to an excessive degree.

«او دوباره در شیرینی زیاده‌روی می‌کند.»

He is overindulging in sweets again.

«زیاده‌روی می‌تواند به سلامتی آسیب بزند.»

Overindulging can harm your health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overdoزیاده‌روی کردن

رایج. در زمینه‌های زیاده‌روی قابل جایگزین است، مثلاً «زیاده‌روی در شیرینی» مشابه «زیاده‌روی کردن با شیرینی» است.

Common. Interchangeable in contexts of excess, e.g. 'overindulge in sweets' similar to 'overdo it with sweets'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000